تبليغاتX
زندگی شما بازتاب افکار شماست
زندگی شما بازتاب افکار شماست
*~*~حقایق دعا~*~*

حقیقت شگفت انگیز دعا کردن

زمانی که در دریایی توفان زده مسافر پریشان و هراسیده یک اقیانوس پیما، سراسیمه نزد ناخدای کشتی رفت و پرسید: «این توفان خیلی خطرناک است؟» او پاسخ داد: «بانوی من به اندازه ای خطرناک است که تنها دعا کردن می تواند ما را نجات دهد.»
زن نفس نفس زنان گفت: «خداوند! آیا کار به آن جا رسیده است؟» حقیقت شگفت انگیز دعا آن است که بیش تر مردم از آن می ترسند. آنان ترجیح می دهند در توفان زندگی فرو
روند، اما با دعا کردن از آن نجات نیابند. .................

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/08 و ساعت 17:34 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~دعوت به نماز~*~*

دعوت امام محمد غزالي از برادرش براي اقامه نماز

امام محمد غزالي قبل از آنكه وارد سير و سلوك عارفان شود ؛ به برادرش احمد غزالي كه از عارفان زمان بود ؛ از اهميت نماز جماعت گفت و پرسيد كه چرا شما به مسجد نميائي و پشت سر من نماز نميخواني ؟

احمد غزالي گفت : اگر امام نماز را صحيح بخواند چرا نيايم ؟

امام محمد غزالي گفت مردم از راههاي دور مي آيند تا پشت سر من نماز بخوانند و به فيض نايل شوند و حال تو اينگونه ميگوئي ؟.................



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/08 و ساعت 17:33 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~پیامبری درختی جوانی~*~*

... پیامبری و درختی و جوانی ...

پیامبری و درختی و جوانی کنار هم بودند. پیامبر ، نامش یوشع بود. درخت، نامش سرو و جوان ، نامی نداشت. او شهیدی گمنام بود. پیرزنی دوان دوان به سمتشان آمد.سراسیمه خودش را روی مزار پیامبر انداخت (بی آنکه او را بشناسد) و به زاری گفت: پسرم را از تو می خواهم شفایش را. و به شتاب آبی روی سنگ شهید پاشید(بی آنکه نامش را بداند) و به گریه گفت: ..................

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/08 و ساعت 17:31 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~حکمت خدا~*~*

خداوند كارهايش از روي حكمت است و ما نادانيم

يك روز ؛ شخصي بهمراه دوستش كه دكتر و رئيس يك بخش  بيمارستان بود ؛ به بيمارستان  آمد و همراه دكتر جهت ويزيت بيماران بداخل بخش آمده و ديد كه دكتر در ويزيت خود براي بيماران  نوشت :

بيمار شماره 1 كباب برگ بخورد  و بيمار شماره 2 سوپ بخورد  وبيمار شماره 3 غذا نخورد و مابقي غذاي معمولي بخورند و پرسنل اطاعت كردند و بيماران نيز از دكتر تشكر كردند   .

ادامه دارد... 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/08 و ساعت 17:29 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~سپاس~*~*

سپاس

روزي مردي خواب عجيبي ديد ، او ديد كه پيش فرشته هاست و به كارهاي آنها نگاه مي كند ، هنگام ورود دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تندتند نامه هائي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند باز مي كنند، وآنها را داخل جعبه مي گذارند.

مرد از فرشته اي پرسيد ، شما چكار مي كنيد ؟ فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد ‌گفت: اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.

............



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 19:51 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~کلام الهی~*~*

کلام خدا

خدا فرمود :

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من

به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص و دریا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی

طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را جمع ، منها کردنش با من

چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو  توبه نامه  را بنویس، امضا کردنش با من

 موفق باشید...



| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 19:49 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~طبیعت~*~*

طبیعت

زنی در مزرعه قدم می زد و به طبیعت می اندیشید . او سپس به یک مزرعه کدو تنبل رسید . در گوشه ای ازمزرعه یک درخت با شکوه بلوط قد بر افراشته بود .زن زیر درخت نشست و در این اندیشه فرو رفت که چرا طبیعت بلوط های کوچک را بر روی شاخه های بزرگ قرار داده است و کدو تنبل های بزرگ را بر روی بوته های کوچک . با خود گفت : "خدا هم با این خلقتش دسته گل به آب داده است ! او باید بلوط های کوچک را بر روی بوته های کوچک قرار می داد و کدوتنبل های بزرگ را بر روی شا خه های بزرگ " .سپس زیر درخت بلوط دراز کشید تا چرتی بزند . دقایقی بعد یک بلوط بر روی دماغ او افتاد و از خواب بیدارش کرد . او همان طور که دماغش را می مالید ، خندید و فکر کرد : " شاید حق با خدا باشد "

 



| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 19:48 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~صدای خدا~*~*

صدای خدا

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود . موضوع درس درباره ی خدا بود . استادش پرسید : "آیا در کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد ؟ "کسی پاسخ نداد.استاد دوباره پرسید : " آیا کسی هست که خدا را لمس کرده باشد ؟ " دوباره کسی پاسخ نداد .استاد برای سومین بار پرسید :  " آیا در کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد ؟ " برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد . استاد با قاطعیت گفت : " با این وصف خدا وجود ندارد " . دانشجو به هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند . استاد پذیرفت .

............



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 19:47 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~شستشوی روح~*~*

شستشوي روح
حيف است كه انسان ، به خاطر اشتغالات روزمره و گرفتاري هاي درسي و شغلي، از رسيدن به خود غافل شود. اگر خستگي جسمي با تفريحات سالم و استراحت از بين مي رود، خستگي هاي روحي هم در سايه سار نيايش و دعا، به آرامش مي رسد. »آب« تشنگي جسم را مي زدايد و »اشك« تشنگي روح وجان را . نيايش، يكي از ضروري ترين نيازهاي زندگي است. قرآن كريم، بارها تاكيد كرده تا انسان ها در معبد نيايش ، سر بندگي و خضوع بسايند و با تهجد و دعا و ذكر و استغفار، بنده بودن خويش را به ياد آورند.

فرمان هاي «اعبدواالله» كه در قرآن كريم است، براي بيدار ساختن همين فطرت خداجويي است.

. . . . . . . . .



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 18:53 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~درباره تدبیر خدا شک نکن !~*~*

درباره تدبير خدا شك نكن!

كوهنوردي مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.

. . . . . .



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 18:52 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~خدا عظمت است !~*~*

خدا عظیم نیست او عظمت است!!!!!!!!!!!!!

خدا عظیم نیست او عظمت است ؛ خدا مهربان نیست او مهربانی است ؛ خدا عاشق نیست او عشق است ؛ و این عظمت ومهربانی توسط ما فرصت حضور می یابد ؛ وقتی دست ناتوانی را می گیریم ؛ یا با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده گوش می سپاریم ......

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 16:16 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~حکمت خدا~*~*

حکمت خدا

سوره ي بقره آيه 216 : چه بسا چيزي را براي خودتان بد بدانيد در حالي كه آن چيز براي شما خوب است و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد ولي برايتان بد است .

مولانا در بخشي از اشعار خود ماجرايي را بيان كرده : روزي عاقلي در بيابان فردي را مي بيند كه زير درختي خوابيده و دهانش باز است . ناگهان ماري وارد دهان او مي شود . فرد عاقل آن شخص را بيدار مي كند و به او دستور مي دهد كه از سيب هاي زير درخت هر آنچه مي تواند بخورد و .......

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/05/03 و ساعت 16:14 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~شب آرزوها~*~*

ليلة الرغا ئب  « شب آرزوها »

شب جمعه اول ماه رجب را ليلة الرغا ئب  « شب آرزوها » ناميده اند

اعمال مستحبي  آن شب :

1 - روزه باشد .

2-  غسل بايد كرد و بهتر است پوشش با  لباس سفيد رنگ و معطر باشد  .

3- 6  نماز دو ركعتي ميبايست خواند ( مجموعا  12 ركعت ).

4- زمان خواندن نماز ؛‌ مابين نماز مغرب و عشا ميباشد  .

طريقه خواندن نماز  :

1- در هر ركعت  : يك مرتبه  سوره  حمد و 3 مرتبه سوره انا انزلنا  و 12 مرتبه سوره قل هوالله احد.

2- بعد از فارغ شدن از نماز ( به حالت  نشسته ) 70 مرتبه ميگوئي :

«  اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي اله »

3- سپس ( به  سجده مي روي ) 70 مرتبه مي گوئي :

« سبوح قدوس رب الملائكة والروح »

4- سپس ( سر از سجده بر مي داري )  70 مرتبه مي گوئي  :

«  رب اغفر و ارحم  و تجاوز عما تعلم انك انت العلي  الاعظم  »

5- سپس ( باز به سجده مي بري )  70 مرتبه مي گوئي :

« سبوح قدوس رب الملائكة والروح »

6 -  سپس حا جات خود را از خداوند رحمان  مي طلبي .

« انشالله آرزوهاي همگي  بر آورده شود »



| *| نوشته شده در 87/04/20 و ساعت 13:25 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~اجابت دعا~*~*

اجابت دعا از سوی خدا همگام با اقدام  عمل از سوی ماست

مرد مومنی بطور نا گهانی تمامی ثروتش را از دست داد و دست به دعا برداشت و گفت خدایا : کاری کن من در بخت آزمائی برنده شوم .

او سالها فقیر بود تا اینکه فوت کرد و از آنجا که مومن بود وارد بهشت شد و با ناراحتی به خدا  گفت : خدایا هر چه وعده داده بودی دروغ بود و تو کمکم نکردی !!!

ادامه دارد... 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/04/19 و ساعت 18:55 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~حاجت~*~*

خداوند اگر كسي را دوست داشته باشد ؛ خواسته هايش را بموقع اجابت ميكند

روزي شخصي با دوستش داشت درد دل ميكرد و مي گفت :

كار خدا را ميبيني ! فلان كار مرا درست نميكند و فلان چيز را به من نمي دهد و بعضي ها فلان برج را دارند

در همين هنگام ؛‌ پسر اين شخص آمد و به پدرش گفت :

ادامه دارد... 

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/04/05 و ساعت 12:21 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~اوج نیاز~*~*

اوج نیاز

برايت خواهم گفت ،

چگونه مي توان تو را ديد و عاشق نشد ؟

مگر عشق مفهومي جز عشق به حقيقت كل دارد ؟

عشق به تو به زلالي اشك عارفان در دل شب و به رواني آب در جويبار هستي عشق است .

جهان در كشف زيبايي هايت در خواهد ماند .

 ادامه دارد... 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/04/05 و ساعت 12:19 توسط وحید بهمن آبادی |
*~*~سخن گفتن خدا با بندگان~*~*

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟

روزي خواجه حسن مودب شنيد كه عارفي بزرگ به نام ابوسعيد ابوالخير به نيشابور آمده و منبر ميرود و موعظه ميكند و از فكر و دل اشخاص خبر ميدهد ؛ خواجه حسن مودب كه يكي از مخالفين اهل عرفان بود و پول و ثروت دنيا او را مست كرده بود ؛ اين گونه سخنان را باور نمي كرد و ...

 بقیه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در 87/03/14 و ساعت 12:59 توسط وحید بهمن آبادی |